غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
47
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
باوكداى مسلم داشت و فرمان داد تا در آن باب وثيقه نوشتند و ساير اولاد و اخوان و اقربا خط بران نهادند كه از متابعت اوكداى گردن نه پيچند و سر بر خط فرمان او نهند و بلاد ماوراء النهر و تركستان را بجغتاى خان عنايت كرده او را بقراجار نويان سپرد و گفت تا عهد نامه قبل خان و قاجولى بهادر را كه بالتمغاء تومنه خان رسيده بود بمجلس آوردند آن را بجغتاى تسليم كرده فرمود كه بايد بمقتضاى اين وثيقه عمل نموده از استصواب قراجار نويان تجاوز جايز ندارى و او را در ملك و مال شريك خود شمارى و جغتاى متقبل آن وصيت گشته چون خاطر چنگيز خان از اين وصايا فارغ گشت گفت نظم چو مدت نماند حيات مرا * نهان داشت بايد ممات مرا - نبايد كه از كس برآيد خروش * همان به كه باشد همهكس خموش چو از شهر شيدر قو آيد برون * مراو را هماندم بريزيد خون - برآريد از لشگر او دمار * كه تا بر شما ملك گيرد قرار - بگفت اين و ديده بهم برنهاد * تو گفتى كه چنگيز خان خود نزاد و اين واقعه در چهارم ماه رمضان سنهء اربع و عشرين و ستمائه موافق تنگوزئيل كه هم سال ولادت و هم سال فوت پدر و هم سال جلوسش بر تخت سلطنت بود اتفاق افتاد و هم در آن ايام شيدرقو از ارتاقيا بسان صيدى كه بپاى خود بدام آيد بمعسكر چنگيز خان رسيده و شاهزادگان و امراء وصيت چنگيز خان را بجاى آوردند حاكم تنكت را با هركس كه همراه داشت بقتل رسانيدند و بعد از آن به طرف اردو بازگشتند و چنگيز خانرا در پاى درختى كه روزى در اثناء شكار جهت مقبرهء خود تعيين كرده بود مدفون ساختند و باندك فرصتى چندان درخت در آن موضع و نواحى آن پيدا شد كه باد را از آنجا مجالگذار محال نموده و قبر چنگيز خان از نظرها نهان شد هيچ كس پى بدان سرزمين نبرد و ذلك تقدير العزيز العليم . ذكر طايفه از اولاد چنگيز خان كه بعد از فوت او در الغيورت پادشاهى كردهاند خواقينى كه در الغيورت چنگيز خان كه عبارت از كلوران و قراقرم است و باردو باليغ مشهور بر مسند خانى نشستهاند بروايتى كه اشرف الفضلاء مولانا شرف الدين على اليزدى رحمة اللّه تعالى در مقدمه ظفرنامه نوشتهاند پانزده نفر بودهاند و بقولى كه پادشاه عاليشان ميرزا الغ بيك گوركان انار اللّه برهانه در الوس اربعه قلمى نمودهاند نوزده نفر اول ايشان باتفاق مورخان اوكداى قاآن است و آخرين ايشان بروايت اول تايزى اوغلان و بقول ثانى اواى بن او كتمورو چون راقم حروف را در باب عدد و اسامى سلاطين چنگيز خانى اعتماد بر روايت الغ بيكى بيشتر بود نامهاى ايشان را موافق آنچه در الوس اربعه مسطور است تعداد خواهد نمود و العلم عند اللّه الموصل الى طريق المطلوب و المقصود